نکات و مسائل جالب ریاضی
۴ - چطور میشه با 10 تا سنگ 5 تا ردیف 4 تایی ساخت؟ ( سوال المپیاد ریاضی مقدماتی سال اول دبیرستان )
۵ - فرض کنيد در يک مسابقه دوي سرعت شرکت کرده ايد. شما از نفر دوم سبقت مي گيريد حالا نفر چندم هستيد؟
۶ - گر شما توي همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگيريد، نفر چندم خواهيد شد؟
۷ - عدد ۱۰۰۰ رو فرض کنيد. ۴۰ رو به اون اضافه کنيد. حاصل رو با يک ۱۰۰۰ ديگه جمع کنيد. عدد ۳۰ رو به جواب اضافه کنيد. با يک ۱۰۰۰ ديگه جمع کنيد. حالا ۲۰ تا ديگه به حاصل جمع، اضافه کنيد. ۱۰۰۰ تاي ديگه جمع کنيد و نهايتاً ۱۰ تا ديگه به حاصل اضافه کنيد. حاصل جمع بالا چنده؟
۸ - پدر حسن به تازگی صاحب سه تا بچه به نام های اتل و متل و ........ شده.نام پسر سوم چیست؟
۹ - برندگان یک مسابقه ریاضی میتوانند یکی از جوایز زیر را انتخاب کنند ، اگر شما جزو برندگان این مسابقه ریاضی باشید ، کدام جایزه را انتخاب میکنید؟
الف) یک کیلو سکه نیم بهار آزادی
ب ) نیم کیلو سکه تمام بهار آزادی
بعد از یه مدتی دوباره اومدم با مطالب جالب و خوب.
امروز یه تست هوش گذاشتم که خیلی جالبه .
حتما هوش خودتونو بسنجید.
----------------------------------------------------------------------------------------
- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
برا ی دیدن جواب به ادامه مطلب بروید
|
به هر یک از تصاویر زیر که نگاه کنید متوجه خواهید شد که هیچکدام نمی توانند وجود خارجی داشته باشند. آیا می توانید با ساختن آنها این سخن را نقض کنید؟!!! |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||
|
به هر سه قسمت تصویر بالا با دقت نگاه کنید! آیا این قطعه ها قابل تجسم هستند؟؟؟؟!!!! | ||
| زمین در جنب این افــــلاک مینا چو خشخاشی بود بر روی دریا
تو خود بنگر کزین خشخاش چندی سزد تا بر بروت خود بخندی |
|
|
![]() |
|
|
![]() |
![]() |
|
تصاویر خطای دید انسان: |
||
|
نقاط سیاه را در شکل زیر بشمارید!!!! |
||
|
|
|
|
|
خطوط افقی در شکل زیر موازیند در حالی که این طور به نظر نمی رسد؟؟؟؟؟!!!! |
||
|
|
|
|
|
به نظر می رسد از راست به چپ قد سربازها کوتاه تر می شود در حالی که این طور نیست و قد همگی برابر است!!!!! |
||
|
|
|
|
|
در عكس زير به نظر ميرسد دايره وسط سمت چپ بزرگتر از دايره وسط سمت راست باشد اما اين طور نيست و با هم برابرند!!! |
||
|
|
||
|
براي چند لحظه به نقطه سياه وسط عكس زیر خيره شويد.خواهيد ديد كه هاله دور آن از بين خواهد رفت
|
||
|
به نقطه خاكستري وسط تصوير زير نگاه كنيد.سپس سر خود را عقب و جلو ببريد. به نظر مي رسد كه دواير مي چرخند در حالی که این تصویر ساکن است و یک تصویر متحرک نیست!!!!! |
||
|
| ||
|
به نظر شما آیا تصویر زیر قابل تجسم است؟؟؟!!! |
|
|
اَرَشمیدُس (به یونانی: Αρχιμηδης، تلفظ: آرخیمِدِس) دانشمند و ریاضیدان یونانی در سال ۲۱۲ (پیش از میلاد)در شهر سیراکوز یونان چشم به جهان گشود و در جوانی برای آموختن دانش به اسکندریه رفت. بیشتر دوران زندگیش را در زادگاهش گذراند و با فرمانروای این شهر دوستی نزدیک داشت.
کارها و اختراعات
ارشمیدس در رشته ریاضیات از ظرفیتهای هوشی بسیار بالا و چشمگیری برخوردار بود. او منجنیقهای شگفتآوری برای دفاع از سرزمینهای خود اختراع کرد که بسیار سودمند افتاد. او توانست سطح و حجم جسمهایی مانند کره، استوانه و مخروط را حساب کند و روش نوینی برای اندازهگیری در دانش ریاضی پدید آورد. همچنین بدست آوردن عدد پی نیز از کارهای گرانقدر وی است او کتابهایی دربارهٔ خصوصیات و روشهای اندازهگیری اشکال و احجام هندسی از قبیل مخروط منحنی حلزونی، خط مارپیچ، سهمی، سطح کره «ماده غذایی» و استوانه میدانست علاوه بر آن او قوانینی در باره سطح شیبدار، پیچ اهرم و مرکز ثقل کشف کرد.
یکی از روشهای نوین ارشمیدس در ریاضیات به دست آوردن عدد پی بود. وی برای محاسبه عدد پی، یعنی نسبت محیط دایره به قطر آن روشی به دست آورد و ثابت کرد که عدد محصور مابین ۱/۷*۳ و ۱۰/۷۱*۳ است. گذشته از آن روشهای مختلف برای تعیین جذر تقریبی اعداد به دست آورد که از مطالعه آنها معلوم میشود که وی قبل از ریاضیدانان هندی با کسر های متصل یا مداوم متناوب آشنایی داشته است. در حساب روش غیر عملی و چند عملی یونانیان را که برای نمایش اعداد از علائم متفاوت استفاده میکردند، به کنار گذاشت و پیش خود دستگاه شمارشی اختراع کرد که به کمک آن ممکن بود هر عدد بزرگی را بنویسیم و بخوانیم.
دانش تعادل مایعات بهوسیله ارشمیدس کشف شد و وی توانست قوانین آنرا برای تعیین وضع تعادل اجسام غوطه ور به کار برد.
همچنین برای اولین بار برخی از اصول «مکانیک» را به وضوح و دقت بیان کرد و قوانین اهرم را کشف کرد.
در سال ۱۹۰۶ ج.ل. هایبرگ مورخ، دانشمند و متخصص تاریخ ریاضیات یونانی در شهر قسطنطنیه موفق به کشف مدرک با ارزشی شد. این مدرک کتابی است به نام قضایای مکانیک و روش آنها که ارشمیدس برای دوست خود اراتوستن فرستاده بود. موضوع این کتاب مقایسه حجم یا سطح نامعلوم شکلی با احجام و سطوح معلوم اشکال دیگر است که بهوسیله آن ارشمیدس موفق به تعیین نتیج مطلوب میشد. این روش یکی از عناوین افتخار ارشمیدس است که به ما اجازه میدهد که وی را به مفهوم صاحب فکر جدید و امروزی بدانیم. زیرا وی همه چیز و هر چیزی را که استفاده از آن به نحوی ممکن بود به کار میبُرد تا بتواند به مسائلی که ذهن او را مشغول میداشتند حمله ور گردد. دومین نکتهای که ما را مجاز میدارد که عنوان متجدد به ارشمیدس بدهیم روشهای محاسبهٔ اوست. وی دو هزار سال قبل از اسحاق نیوتن و لایب نیتس موفق به اختراع حساب انتگرال شد و حتی در حل یکی از مسائل خویش نکتهای را به کار برد که میتوان او را از پیش قدمان فکر ایجاد حساب دیفرانسیل دانست.
درباره زندگی وی
در اینجا سخن از معروفترین استحمامی است که یک انسان در تاریخ بشریت انجام داده است. در داستانها چنین آمده است که بیش از ۲۰۰۰ سال پیش در شهر سیراکوز پایتخت ایالت یونانی سیسیل آن زمان ارشمیدس مکانیکدان و ریاضیدان و مشاور دربارِ پادشاه یمرون یکی از معروفترین کشفهای خود را در خزینه حمام انجام داد. روزی که او در حمامی عمومی به داخل خزینه پا نهاد و در آن نشست و حین این کار بالا آمدن آب خزینه را مشاهده کرد ناگهان فکری به مغزش خطور کرد. او بلافاصله لنگی را به دور خود پیچید و با این شکل و شمایل به سمت خانه روان شد و مرتب فریاد میزد «یافتم، یافتم». او چه چیزی را یافته بود؟ پادشاه به او ماموریت داده بود راز جواهر ساز خیانتکار دربار را کشف و او را رسوا کند. شاه هیرون بر کار جواهر ساز شک کرده بود و چنین میپنداشت که او بخشی از طلایی را که برای ساختن تاج شاهی به وی داده بود برای خود برداشته و باقی آن را با فلز نقره(که بسیار ارزانتر بود) مخلوط کرده و تاج را ساخته است. هر چند ارشمیدس میدانست که فلزات گوناگون وزن مخصوص متفاوت دارند ولی او تا آن لحظه این طور فکر میکرد که مجبور است تاج شاهی را ذوب کند، آن را به صورت شمش طلا قالب ریزی کند تا بتواند وزن آن را با شمش طلای نابی به همان اندازه مقایسه کند اما در این روش تاج شاهی از بین میرفت. پس او مجبور بود راه دیگری برای این کار بیابد. در آن روز که در خزینه حمام نشسته بود دید که آب خزینه بالاتر آمد و بلافاصله تشخیص داد که بدن او میزان معینی از آب را در خزینه حمام پس زده و جا به جا کرده است.
او با عجله و سراسیمه به خانه بازگشت و شروع به آزمایش عملی این یافته کرد. او چنین اندیشید که اجسام هم اندازه، مقدار آب یکسانی را جا به جا میکنند ولی اگر از نظر وزنی به موضوع نگاه کنیم یک شمش نیم کیلویی طلا کوچکتر از یک شمش نقره به همان وزن است (طلا تقریباً دو برابر نقره وزن دارد) بنابراین باید مقدار کمتری آب را جا به جا کند. این فرضیه ارشمیدس بود و آزمایشهای او این فرضیه را اثبات کرد. او برای این کار نیاز به یک ظرف آب و سه وزنه با وزنهای مساوی داشت که این سه وزنه عبارت بودند از: تاج شاهی، هموزن آن طلای ناب و دوباره هموزن آن نقره ناب. او در آزمایش خود تشخیص داد که تاج شاهی میزان بیشتری آب را نسبت به شمش طلای هموزنش پس میراند ولی این میزان آب کمتر از میزان آبی است که شمش نقره هموزن آن را جا به جا میکند. به این ترتیب ثابت شد که تاج شاهی از طلای ناب و خالص ساخته نشده بلکه جواهر ساز متقلب و خیانتکار آن را از مخلوطی از طلا و نقره ساخته است و به این ترتیب ارشمیدس یکی از چشمگیرترین رازهای طبیعت را کشف کرد. آن هم اینکه میتوان وزن اجسام سخت را با کمک مقدار آبی که جا به جا میکنند اندازه گیری کرد این قانون وزن مخصوص را (که امروزه به آن چگالی میگویند) اصل ارشمیدس مینامند. حتی امروز هم هنوز پس از ۲۳ قرن بسیاری از دانشمندان در محاسبات خود متکی به این اصل هستند.
ارشمیدس در مورد خودش گفتهای دارد که با وجود گذشت قرنها جاودان مانده و آن این است: «نقطه اتکایی به من بدهید، من زمین را از جا بلند خواهم کرد». عین همین سخن به صورت دیگری در متون ادبی زبان یونانی از قول ارشمیدس نقل شده است اما مفهوم در هر دو صورت یکی است. ارشمیدس هم چون عقاب منزوی و گوشهگیری بود. در جوانی به مصر مسافرت کرد و مدتی در شهر اسکندریه به تحصیل پرداخت و در این شهر دو دوست قدیمی یافت یکی کونون (این شخص ریاضیدان قابلی بود که ارشمیدس چه از لحاظ فکری و چه از نظر شخصی برای وی احترام بسیار داشت) و دیگری اراتوستن که گر چه ریاضیدان لایقی بود اما مردی سطحی به شمار میرفت که برای خویش احترام خارق العادهای قائل بود.
ارشمیدس با کونون ارتباط و مکاتبه دائمی داشت و قسمت مهم و زیبایی از آثار خویش را در این نامه ها با او در میان گذاشت و بعدها که کونون درگذشت ارشمیدس با دوسته که از شارگردان کونون مکاتبه میکرد.
زندگی ارشمیدس با آرامش کامل میگذشت. همچون زندگی هر ریاضیدان دیگری که تامین کامل داشته باشد و بتواند همه امکانات هوش و نبوغ خود را به مرحله اجرا درآورد. زمانی که رومیان در سال ۲۱۲ قبل از میلاد شهر سیراکوز را به تصرف خود درآوردند سردار رومی مارسلوس دستور داد که هیچ یک از سپاهیانش حق اذیت و آزار و توهین و ضرب و جرح این دانشمند و متفکر مشهور و بزرگ را ندارند. با این وجود ارشمیدس قربانی غلبه رومیان بر شهر سیراکوز شد. او به وسیله یک سرباز مست رومی به قتل رسید و این در حالی بود که در میدان بازار شهر در حال اندیشیدن به یک مسئله ریاضی بود. میگویند آخرین کلمات او این بود: «دایرههای مرا خراب نکن!». به این ترتیب بود که زندگی ارشمیدس بزرگترین دانشمند تمام دورانها خاتمه پذیرفت. این ریاضیدان بی دفاع ۷۵ ساله در ۲۷۸ قبل از میلادبه جهان دیگر رفت.
منبع:ویکی پدیا و دانشنامه رشد
همسایه:چند فرزند دارید و هر یک چند سال دارند؟
پرتقال فروش: ۳ پسر دارم که حاصلضرب ان ها ۳۶
است و مجموع سن انها با پلاک خانه مان برابر است.
همسایه پلاک خانه را دید و گفت مسئله مبهم است.
پرتقال فروش:بزرگترین سرم به دوچرخه سواری خیلی
علاقه دارد.
سن فرزندان پرتقال فروش کدام است؟
لطفا نظر بدهید
25 * 25 – 94 * 96 – 107 * 103 – 206 * 204 – 81 * 89 – 991 *
999 – 59 * 51 و ...
قاعده کلی : ضرب ذهنی دو عدد که مجموع رقم یکان آنها ده باشد و سایر
ارقام دو عدد با هم برابر باشند به صورت زیر انجام میگیرد.
ابتدا دو رقم یکان را در هم ضرب نموده و عدد حاصله را به عنوان رقم یکان و
دهگان حاصاضرب ، کنار میگذاریم ، ( دقت شود که اگر رقم یکان یکی از دو
عدد 1 بود باید سمت چپ حاصل ضرب حتما" عدد صفر قرار گیرد ) سپس ،
به باقیمانده ارقام عدد 1 را اضافه نموده و در خودش ضرب میکنیم.
مثال : حاصل 107 * 103 چقدر است؟
جواب : ابتدا 3 را در 7 ضرب نموده که میشود 21 ، سپس به 10 یک واحد
اضافه میکنیم که میشود 11 و اگر 11 را در خود عدد ( یعنی 10 ) ضرب
کنیم میشود 110 پس جواب این حاصلضرب میشود : 11021
مثال بعدی : حاصل 99 * 91 چقدر است؟
جواب : ابتدا 9 را در 1 ضرب میکنیم که میشود 9 ( البته طبق نکته فوق
الذکر، باید 09 در نظر بگیریم ) ، سپس به عدد 9 یک واحد اضافه میکنیم که
میشود 10 و اگر 10 را در خود عدد ( یعنی 9 ) ضرب کنیم میشود 90 ،
بنابراین جواب این حاصلضرب 9009 خواهد بود.
نظر یادتون نره
فرضهاي مساله:
يه قبيله از آدماي عجيب و غريب توي جنگل ها و دور از
تمدن زندگي ميکنند.
1- افراد قبيله خيلي باهوشند و قدرت استنتاج فوق
العاده اي دارند.
2- افراد قبيله نميتونند با همديگه حرف بزنند يعني قدرت
ارتباط با کلام يا با اشاره ندارند.
3- فقط رهبر قبيله ميتونه با اونا حرف بزنه و بقيه هم
حرفاي رهبر قبيله رو ميفهمن.
4- دستورات رهبر قبيله رو حتما اجرا ميکنند.
يه روز رهبر قبيله مياد ميگه من براي يه مدتي ميخوام
برم يه جاي دور. دوست دارم وقتي بر ميگردم يه
کاري رو به خاطر قبيله انجام داده باشين:
- در ميان شما فرد يا افرادي هستند که خال سياه رنگي
روي پيشونيشونه.
- هر کدوم از اين افراد خالدار وقتي از اين قضيه مطمئن
شد، حداکثر تا طلوع آفتاب روز بعد وقت داره
خودشو بکشه.
رييس قبيله ميره مسافرات و افراد قبيله هم هيچ وسيله
اي که عکس خودشون رو توش مشاهده کنن
مثل آينه يا آب در اختيار نداشتن. توجه کنين که با
همديگه صحبت يا اشاره هم نميکنن. فقط قيافه بقيه
(و نه خودشون) رو ميبينن.
قبل از طلوع آفتاب روز هشتم آخرين فرد خالدار خودش رو
ميکشه.
حالا مساله اينه که پيدا کنين چند نفر از افراد قبيله
خالدار بوده اند.
راهنمايي:
با استقرا حلش کنين. اول فرض کنين فقط يه فرد خالدار
تو قبيله وجود داره بعد خودتون رو جاي اون فرد
خالدار بذارين که ميبينه هيچ کس خال نداره و نتيجه
ميگيره که خودش خال داره... حالا خودتون رو جاي
افراد ديگه قبيله بذارين که ميبينن يه نفر تو قبيله
خالداره ولي نميدونن خودشون هم خال دارن يا نه
. نکته اينه که کي ميفهمن خودشون خال ندارن؟
كرد، ولي بنا به گفتهي کواين - قيلسوف علم مشهور - اين مساله قبل از
سال 1940 بر سر زبانها افتاده و دهان به دهان ميگشت و عموماً به
صورت مسألهاي تحت عنوان شخص محكوم به مرگ مطرح ميشد كه
اكنون ما به شرح آن ميپردازيم:
در يك روز جمعه دادگاه شخصي را به مرگ محكوم كرد. قاضي به زندانيِ
محكوم گفت:
ظهريكي از روزهاي هفتهي آينده حكم اعدام دربارهي تو اجرا خواهد شد،
ولي ما آنروز را براي تو مشخص نخواهيم كرد و تو هرگز قبل از آن روز اطلاع
پيدا نخواهي كرد و فقط شش ساعت قبل يعني صبحِ روز اجراي حكم
موضوع را به تو اطلاع خواهيم داد.
قاضيِ مذكور در همهي عالم به ذكاوت و خوشقولي مشهور بود و هميشه
دقيقاً به گفتهي خود عمل مينمود.
زنداني به همراهي وكيل مدافع خود به سلولش داخل شد و هر دو غمزده
در گوشهاي به فكر فرو رفتند. ناگاه وكيل مدافع با لبخندي پيروزمندانه
سكوت را شكست و گفت:
اجراي حكم قاضي امكان ندارد.
زنداني گفت:
من كه چيزي سردر نميآورم. چرا؟
وكيل مدافع پاسخ داد:
اجازه بده تا درست برايت شرح دهم: مسلماًً آنها روز جمعه نمينتوانند تو
را اعدام كنند. به دليلِ اينكه اگر فرضاً بخواهند در روز جمعهي آينده حكم را
اجرا نمايند. در اين صورت تو تمام روزهاي هفته و همچنين بعدازظهر
پنجشنبه زنده خواهي بود و چون فقط روز جمعه يعني يك روز ديگر به
مهلت باقي مانده، بعد ازظهر پنجشنبه براي تو مسلم خواهد شد كه فردا
يعني روز جمعه و تنها روز آخر هفته ، حكم اجرا خواهد شد. در نتيجه تو
روز اجراي حكم را يك روز پيشتر پيشبيني و قبل از صبح جمعه از آن اطلاع
حاصل كردهاي و اين موضوع نقض حكم قاضي بوده و گفتهي او را بياعتبار
خواهد كرد.
زنداني گفتهي او را تصديق كرد.وكيل مدافع ادامه داد:
بنابراين روز جمعهي آينده از فهرستِ روزهاي مهلت حذف و در آن روز حكم
غيرقابل اجرا است. و اما روز پنجشنبه نيز نميتوانند تو را اعدام كنند چون
در بعدازظهرِ چهارشنبه دو روز بيشتر به آخر هفته نمانده و چون روز جمعه
از فهرست حذف شد ، تنها روز پنجشنبه آخرين روز اجراي حكم ميباشد
نتيجتاً بعدازظهر چهارشنبه تو خواهي دانست در روز پنجشنبه كه آخرين
روز امكان اجراي حكم است، تو را اعدام خواهند كرد. اطلاع تو يك روز
پيشتر از اجراي حكم مجدداً متناقض با حكم قاضي است. بنابراين پنجشنبه
نيز حكم غيرقابل اجرا است. چهارشنبه نيز امكان اجراي حكم وجود ندارد
چون جمعه و پنجشنبه حكم غيرقابل اجرا شد و فقط چهارشنبه آخرين روز
اجراي حكم تشخيص داده شد و تو كه بعدازظهر سهشنبه هنوز زنده
هستي، اجراي حكم روز چهارشنبه را پيشبيني خواهي كرد و از آن اطلاع
خواهي يافت.
در اين موقع كه زنداني از حالت غمزدگي بيرون آمده بود با لبخندي
مسرتبخش گفت:
پس به هر طريق ميتوان گفت كه روز سهشنبه و سپس دوشنبه و بالاخره
يكشنبه نميتوانند مرا اعدام كنند و فقط فردا يعني شنبه باقي است. و
اما فردا نيز اجراي حكم براي آنها غيرممكن است چون در اين صورت من
امروز موضوع را خواهم فهميد.
ملاحظه ميشود از لحاظ منطقي هيچ تناقضي در حكم قاضي جهت اعدام
زنداني وجود ندارد با اين وجود حكمش غيرقابل اجرا است. به دلايل بالا به
نظر ميآيد كه حكم قاضي باعث نقض حكم خودش شده است، اگر حكم
را اجرا كند خلاف حكم خودش شده است، اگر حكم را اجرا كند خلاف
حكم خود عمل كرده و اگر اجرا نكند باز هم خلاف حكم خود رفتار نموده.
روايت ديگري از اين پارادکس از يك اعلاميهي فرماندهي نظامي گفتگو
ميكند كه در آن ذكر شده:
براي تمرين ، در يكي از شبهاي هفتهي آينده آژير خطر كشيده خواهد شد.
شب تمرين در شش بعدازظهر همان روز به اطلاع عامه خواهد رسيد و تا
شش بعدازظهر كسي از شب موعود مطلع نخواهد شد.
به ظاهر چنين به نظر مي رسد که خود اين اعلاميه ثابت ميكند كه تمرين
هرگز انجام نخواهد گرفت. به زبان ديگر اجراي تمرين عملي نيست مگر اين
كه به متن اعلاميه عمل نشود.
نظرِ شما چيست؟
(لطفاً نظر بدهید)
(منتظر داستان های بعدی باشید.)
(ـ یک کاغذ را بیش از ۵ بار حداقل
و بیش از ۷ بار حداکثر نمی توان تا کرد)
بريتنی گاليوان در دبيرستان درس می خواند با اين مسئله رو به رو شد
که چگونه کاغذی را ۱۲ بار تا کند . او بايد برای گرفتن نمره از يکی از
کلاسهايش اين مسئله را حل می کرد. بعد از آزمايش راه های مختلف او
موفق شد که ورقه نازکی از طلا را ۱۲ بار تا کند. اما مسئله طرح شده در
باره کاغذ بود و نه طلا.
گاليوان بر روی معادله تعداد دفعاتی که می توان يک کاغذ با اندازه معين را
تا کرد کار کرد.
که در آن L کمترين درازای کاغذ، t ميزان ضخامت کاغذ و n تعداد دفعاتی
است که می توان کاغذ را تا کرد. واحد t و L بايد يکسان باشد.
براي يک طول و ضخامت معين عبارت *******بيانگر آن است که صفحه
بعد از n بار تا کردن چند برابر کوچک شده است. با n=0 شروع می کنیم و
به همين ترتيب به رشته ای از اعداد به اين صورت می رسيم:
0, 1, 4, 14, 50, 186, 714, 2794, 11050, 43946, 175274, 700074, 2798250, . . .
اين به اين معنی است که در تای دوازدهم 2798250 برابر مقدار کاغذی
که در تای اول از دست می رود از دست خواهد رفت.
گاليوان در کتابی با نام ((Historical Society of Pomona Valley)) چگونگی
به دست آوردن اين معادله و تلاشش برای حل مشکل را توضيح داده
است. بالاخره در June 2002 گاليوان يک کاغذ بزرگ را ۱۲بار تا کرد.
راستی اگر از دید دیگری مسئله را نگاه کنیم باز هم جالب خواهد بود.
منظورم این است که اگر تا کردن کاغذ را با ارتفاع بسنجیم بعد از ۱۰ بار تا
کردن ضخامت کاغذ بدست آمده ۱۰۲۴ برابر حالت اولیه می شود و در
مرحله ۱۱ ام۲۰۴۸ و در مرحله ۱۲ ام ۴۰۹۶
یعنی در مرحله دوازدهم باید ۴۰۹۶ برگ را تا کنیم که ضخامتی برابر با حدود
۵۰ سانتی متر که کار خیلی دشوار و تقریبا ناممکن است
فردی که بیشترین نظر را در ماه بدهد و نظر مورد تایید
باشد برنده ی کارت ثبت نام موسسه ی کاویان با۵۰٪
تخفیف است.
(این سایت تازه راه اندازی شده.لطفاً این سایت را به
دوستان خود معرفی کنید.)
۲۵=۵۵۵۵
۱۰۰۰=۸۸۸۸۸۸۸۸
اگر مایل اید جواب معما را بدانید به من ایمیل بزنید
اعداد مثلثی
به این اعداد دقت کنید: 1-۳-۶-۱۰-۱۵-۲۱و...تا دست به قلم نشویم و شکل نکشیم و آزمایش نکنیم، فهمیدن ارتباط میان آنها کمی دشواراست. به اعداد موجود در این سری، اعداد مثلثی می گوییم.
1 = 1
3= 1+2
6= 1+2+3
10= 1+2+3+4
15= 1+2+3+4+5
21= 1+2+3+4+5+6
. . .